جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

69

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

مادى و فكرى و معنوى خويش به والاترين پايگاههاى رفيع انسانى ارتقاء مى يابند و با مردم دوستى و خدمتگرى و فداكارى و گسترش دادگرى و پاكى و شرف و كرامت ، جامعه‌اى برين و امتى نيكبخت و برابر و برادر بوجود مى آورند و همهء انرژيها و گنجينه‌هاى جهان را براى به زيستى مردمان و تأمين زندگانى پاك مادى و رقاء والاى معنوى و روحى به كار مى برند ولى . . . ولى دنيا بهنگامى عزيز و شريف و ارجمند و لايق و دوست داشتنى است كه وسيله‌اى باشد براى خدمت بمردم و بسط عدل و آزادى و تحكيم بنيانهاى برابرى و صلح و هماهنگى و همگامى و تربيت براى آمادگى زيست جاودانه در جهان ديگر . ولى اگر اين وسيله هدف شد و در برابر آخرت و خدا و مردم قرار گرفت و معبود و محبوب آدميان گرديد و سنگى بزرگ شد در راه تكامل انسانى و آتشى شد خانمانسوز و مردم گداز و ستم پرداز چنان كه همهء هدفهاى عالى انسانى را منكوب و باژگونه ساخت و پولش و مقامش و زيبائيش و لذت گرائيش همهء فضائل انسانى را بباد داد و خدا را از ياد برد و خلق خدا را بمرگ و اسارت و كشتار و غارت كشيد و همهء تعليمات آسمانى و عواطف انسانى و تعهدات اجتماعى را در لهيب مهيب جاه‌طلبى و برترى جوئى و طاغوتگرى و خود بزرگ بينى و تجاوز و مال اندوزى و جهانخوارى و جنگ افروزى و تباهى و شهوت و گناه سوزانيد ، آن وقت است كه چنين دنيائى زشت است و ناپسند است و پست است و ناچيز است و زهر است و درد است و ننگ است و